أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
142
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
گفتهاند كه : جماعتى جهودان بنزديك رسول آمدند و گفتند : اى محمّد اگر با ما صلح كنى و با ما بسازى ما به تو ايمان آوريم رسول صلى اللّه عليه و آله عظيم حريص بود بر ايمان ايشان بدين سخن با ايشان مدارا ميكرد خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : اى محمّد جهودان از تو راضى نشوند اگرچه بسيار مساعدت و مدارا كنى با ايشان تا تو متابعت ملّت و دين ايشان نكنى بگوى ايشان را اى محمّد كه : دين خداى اين دين است راه نجات و رستگارى اينست بر اين راه بايد رفت بر ملّت و طريقت يهود نبايد رفت اگر متابعت راى و هواى ايشان كنى پس از آنكه علم به تو آمده باشد از نبوّت و قرآن و ادلّه و بيان نباشد ترا هيچ يار و ياورى كه از عذاب خداى حمايت كند . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 121 ] الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 121 ) گفتهاند كه : مراد بدين جماعت اهل كتابند از جهودان و ترسايان چون عبد اللّه سلام و بحيراء راهب و غير ايشان ، خداى تعالى از ايشان خبر داد و گفت كه : آن كسانى كه ما ايشان را كتاب دادهايم يعنى توراة و انجيل ميخوانند آن كتاب را با خضوع و خشوع و صفاء اعتقاد سزاى خواندن او كه هيچ نام و نشان و نعت و صفت محمّد بازنمىپوشند و تبديل و تحريف نميكنند ايشان آنانند كه بدان ايمان دارند و هر كه بدان كافر شود يعنى آنكسانى كه بدان كافر شوند ايشان زيانكاراناند از آنكه حظّ خود از ثواب آخرت بعاجل دنيا بدل كردهاند و اين زيانكارى هر چه تمامتر بود و گفتهاند كه : مراد بكتاب قرآنست [ حَقَّ تِلاوَتِهِ ] آن بود كه بترتيل خوانند با خشوع و خضوع چنان كه گفت : الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ * ، حلالش را حلال دانند و حرامش را حرام دانند بمحكم و متشابهش ايمان دارند از آنكه هست بنگردانند ايشان كه چنين باشند مؤمن حق باشند چنان كه گفت : « أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا » * . [ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 122 ] يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ ( 122 ) اى فرزندان يعقوب ذكر نعمت من كنيد نعمتى كه بر شما كردهام با ياد آوريد و